خوب تا همین دیشب که با تمرکز و دقت فیلم روز ی روزگاری هالیوود را برای بار چندم دیدیم نمیدانستیم این فیلم اشاره ای به مرگ و کشته شدن شارون تیت -پولانسکی دارد
باور بفرماییدکه از طرفداران رومن پولانسکی شهیر هستیم و کماکان فیلم بچه رزمری را یکی از بهترین ساخته هایش میدانیم میدانیستیم همسر اولش کشته شده و داستان های عجیب و غریب
فیلم فوق الذکرهم چندین بار دیده بودیم و حتما با دقت نبوده و یا تا اخر اخر یعنی بعد از تیتراز نبوده( شیم ان می واقعا به عنوان یک بازیگر و فن دواتشه سینما که اصلا انگار ندیدیم )متوجه اصل ماجرا نبودیم
این دخترک موبور وزیبا مارگو رابی در همه فیلم هایش میدرخشد جدا از شباهت عجیبش به شارون تیت سرزندگی و شادابی خاصی در ارائه شخصیت شارون دارد که برایمان جالب بود
وچه سرنوشت عجیبی شارون تیت وقتی که هشت ماه و نیم باردار بود در خانه اش با 16 ضربه چاقو کشته شد
مصداق واقعی در زمان نادرست در جای نادرست بودن
در دو ماه گذشته همه عزممان راجزم کردیم که برویم و نشد
بالاخره در دو طبقه بالاتر از همینجا به یک کارشناس دون پایه تبدیل میشویم بعد از 17 سال سابقه و 15 سالی که همه اش کار مدیریتی بوده و 13 سالش بدون پست یا هرگونه مزایایی بله باورش سخت است و لی همایونی نمونه بارزی از مدیران لایق و بی چشمداشت مملکت است که شوت شد به بدو استخدام با مدرک دکترا!!!!!
دو جا میشد برویم و دون پایه نباشیم اما به نور زندگیمان پرنسس کوچکمان فکر کردیم که کلاس اولی است و تا 6 شب هم به او نمیرسیدیم لذا همه چیز فدای یک تار موی او
بهتر بود میرفتیم و ناخن کار میشدیم هم پولش بهتر بود و هم شرافت خودمان را نگه داشته بودیم و برده سیستم ناکارمد نمیشدیم همه مدیران تازه وارد دستی بر اتش مداحی دارند زیبا نیست؟!!!
حالمان خوب است؟ مسلم است که نیست و با سیلی صورتمان را سرخ میکنیم که بله ما اهمیتی نمیدهیم ولی درواقع چرا اهمیت میدهیم و جگرمان خون است
دوستم است از عهد شباب همایونی زمانی که در ان خوابگاه کذایی با هم هم اتاقی بودیم
گفتن ندارد که همان یک ترمی که با هم هم اتاق بودیم با همه تفاوت هایمان چقدر صمیمی شدیم دیروز بعد از 15 سال دیدار تازه شد همان شکلی بلند بالا و باریک فقط حجاب کاملش یکی دو سانت عقب رفته بو دو به سفت و سختی قبل نبود
باورم نمیشود که پسر بزرگش تحصیلات را تمام کرده و راهی استرالیاست برای ادامه تحصیل و برای تحصیل دومین پسر که کلاس نهم است برای همیشه میرود ساکن امارات بشود
یاد روز عروسیش میفتم دوتایی از یاداوری ان روز میخندیم
انقدر زیبا شده بود و شیک که گفتم اگر میدانستم انقدر زیبا میشوی عمرا اجازه نمیدادم با این اقا ازدواج کنی !!!! حالا یکی نبود بگه اصولا تو چکاره ای که مطمئنا در دهانش میکوبیدیم که ما همایونی هستیم و حرفمان یکی است و اینا اما کار ازکار گذشته بود و عاقد درراه بود
دوستمان حیف شد خیلی حیف
امان از ایمان و صفای قلبش و محبت جاریش
15 سال خیلی بود و هیچ نبود به محضی که دیدمش انگار همین دیروز بود همین دیروز
عمق دلتنگی به حدی بود که دوست داشتم فقط نگاهش کنم و او حرف بزند و من فقط نگاهش کنم وای چقدر دوستش دارم چقدر لایق بود و هست هنوز هم .... هنوز
15 سال دیگه من کجام و در چه حالی آیا ؟
خدایا جانم ممنونم که فرصت دیدار مجدد با یکی از عزیزترینهایم مهیا شد
خدایا جانم عمیقا دوستت دارم و شکرگزارم اگر چه همه چی در هم است اما مطمئنم ختم به خیر ترین اتفاق خواهد شد
بیا بغلم کن خدایا جانم دزیره کوچک را و قلبش را بغل کن و در نور و عشقت غرق کن که فی الواقع اند مرام و معرفتی
درد مبهمی در قفسه سینه میچرخد از حجم فشار عصبی این ده روز اخیر
یک مسافرت دو روزه به شمال و انقدر به دریا زل زدیم و سیگار کشیدیم که دریا هم حوصله اش سر رفت
هنوز نمیدانیم چه کنیم خدایا جانم راه را به من نشان بده نشانه ای چیزی همینک نیازمند امداد غیبی ات هستیم
کماکان به ان عنکبوت بخت برگشته در خاطرات دکتر ربولی حسن کور میخندیم و باعث انبساط خاطرمان است در این وسط دوراهی رفتن یا ماندن که گیر افتادیم و واقعا نمیدانیم چه کنیم خدایا جانم مدددددددددی
فقط اون عنکبوته!!! دوست داشتین شما هم بخونین
https://rezasr2.blogsky.com
پ.ن.اسم دکتر عزیز با تذکر خودشان تصحیح شد.
خدمتتون عرض کنم که من هر 9 سال یکبار یک تغییر اساسی در مسیر زندگیم داشتم و ظاهرن دارم هنوز
12 تیر که بشه 9 سال تموم میشه که در این دارالحکومه فعالیم
9 سال قبترش همین حوالی تیر کلا در دارالحکومه مشغول شدیم
9 سال قبلترش در زمینه هنر های نمایشی و بازیگری مشغول بودیم
و 9 سال قبلترش در حال درسخواندن برای رشته پزشکی و درسخواندن دبیرستانی و دانشگاهی و تکمیلی بودیم
حالا مسیر جدید ی در حال گشودن است که با اضطراب و امید در حال ورود به ان هستیم
جناب بسیجی کار را برایمان راحت تر کرد دیروز صدایمان کرد و گفت ما به شما خیلی اعتقادد داریم و لی معتقدیم با توجه به تحصیلات و تجربه و هوش شما، با تغییر جا فضا برای پیشرفتتان مهیا است !!!! همینطور هم مدیر ارشد برای پست شما تحت فشار است از قبل از عید!!!!!!!!!!!!!!!لذا لطف کنید و دنبال جای جدید باشید و ماهم هرجا کمکی از دستمان براید در خدمتیم
خندبدم و گفتم باشه فکر میکنم
1- ایشانها از پلن جدید ما بیخبر هستند
2- مدیریت ارشد تا بحال هرکسی را خواسته اورده و تحت هیچ فشار نبوده حتی برا یاوردن بسیجی جانش
3- روز قبل از دیروز با بسیجی بحثی داشتیم در موردد دفتر کارمان چون همکار بیشعوری بلانسبت گاو عینهو گاو امد و بدون هماهنگی با ما همکار جدیدش را روی یکی از میزهای اتاق ما نشاند و خود بیشعورش و رییس بیشعور تر از خودش فکر نکرده بودن واسه ادب که شده با ما هماهنگی کنن!!!
حالا ماندیم به ملیجکمان چه بگوییم و چگونه بگوییم که تبعید خود خواسته ما احتمالا یک ماه زودتر شروع میشود!!!!!!!!!!!!!!!
عمیقا و با تمام وجود امیدواریم ان نماز اول وقتشان به کمر بسیجی و ارشدش و بقیه اشان بزند همچین که خیرش را نبینند (بگو امین )