راستش چندین و چند بار این صفحه باز شد به منظور نوشتن و بسته شد چراکه حال و احوال همایونی گه مرغی بود چرا ؟
واقعا چرا داره اخه ؟ بله نه تنها ان ریزش یک سکه ای هنوز و بعد از نمیدانم چند بار تزریق ادامه دار -حسابش دیگه از دستم در رفته که چند بار در موضع تزریق کردن واقعا - یکهو احساس کردیم جایی در پایین کله مبارک هم انگار خیلی نرمالو هست و بله یک جای دیگه ریخته و البته کوچکتر
خو خدایا جانم ایا شوخ طبعی جنابعالی با ما گل کرده ؟ ایا نمیبینی که چگونه اعصابمان بهم ریخت و کلا روحیه مبارک از دست رفت؟ ایا نمیبینی که چگونه به زور خودمان را نگه داشتیم ؟که سنگ زیرین اسیاب هستیم؟ که چگونه همه چیز روی شانه های ماست ؟فکر نمیکنی دیگر جایی برای شوخ طبعی نیست ؟
بله گه مرغی شدیم اول غم سنگینی ما را در نوردید روحیه از دست رفت کامل و جامع حتی دوباره رفتیم و سیگار خریدیم گرچه جز یکی دو نخ نکشیدیم ولی به هر حال الان در کیف مبارک است
دیگه استاد شدیم سریع وقت گرفتیم برای تزریق خود دکتر هم متوجه شد حال و روز خوبی نداریم لذا شروع کرد به دلداری دادن و گفت خانم عزیز شما استرس داری !!!خو بارک الله دکتر که یافتی مشکل کجاست!!!!! خودمان نمیدانستیم !!!!!! اصن به عقل کلهم اجمعین جن و انس نرسیده بود !!!! در لحظه میخواستیم گلوی دکتر را گرفته و خرخره اش را بجوییم بله در همین حد !!!!!
بزور خودمان را جمع کردیم و غریدیم چاره اش چیه اونو که همه میدوننن
دکتر فهمید جاش نیست یک داروی ترکیبی نصف کورتون نصف ماینوکسیدیل موضعی مار رو روانه کرد
هنوز هم بعد از یک ماه حالمان جا نیامده هنوز گه مرغی هستیم راستش شما که غریبه نیستین ژان هم بی تاثیر نیست حوصله لوس بازیهایش را نداریم تکلیفش با خودش روشن نیست .و مسئولیت همه چیز را به گردن ما میاندازد همه چی ها یعنی حتی برای خرید خانه هم من باید بگم چی میخوایم یا چی نمیخوایم !!!! ضمن اینکه انجور که باید تلاش برای سرکار رفتن نمیکند نمیخوام بی انصاف باشم در حقش ولی واقعا یکسال و سه ماه هاست که ما سرکار میرویم و هزینه همه چی به عهده ماست در این یکسال و خورده ای خیلی حواسمان بوده غرورش نشکند احساس ناراحتی نکند و .....از این قبیل خزعبلات اما واقعا احساس میکنم خیلی هم خودش را به در و دیوار نمیزنه برای پیدا کردن کار دوره کواپ تمام شد و یک دوره دیگه شروع کرد خوشحالم که مشغول است به یادگیری ولی وقتی یادگیری هدفمند نباشد بیشتر به فرار رو به جلو وبهانه شبیه است
دائم سریال ها و فیلم های شخماتیک این سینمای خانگی را میبیند و پیگیر هست که این دیگه بدجوری رو ی مخ مبارک هست و همینطور شبکه های یوتیوبی وطنی که یکی از یکی مزخرف ترن خصوصا اینا که شکل مجله خبرین ولی در واقع بلندگوی اصلاحطلبای حاکمن !!!! تحلیل های فوتبالی وای شبکه های اینور ابی واااااااااااااااااااااای حالم از همه شان بهم میخورد حتی یکی از این سریال های مزخرف کچل چندین سریال مزخرف از کچل دیدم کهانصافا بازیش بد نبوده و تنها اورده ای که برای من داشته این بوده که دلم برای شبهای تهران تنگ شود حتی حضور کچل هم باعث نمیشه که قابل تحمل بشن مزخرفن مزخرف
بله گه مرغی بودیم و این دوسه هفته این قبیل موضوعات هم روی اعصابمان رفت و امد کرد و میکند
در این مدت WESو اکو کانادا هم کم روی اعصابمان راه نرفتن مدرک دکترا ما تمام و کمال پذیرفته شد اما برای کار تخصصی ان چیزی که مد نظر ماست ما باید به عنوان یک متخصص محیط زیست رجیستر شویم یک چیزی شبیه نظام پزشکی یا مهندسی ایران مسئولش در کانادا ، اکو کاناداست و از WESباید مدرکم به اکو کانادا ارسال میشد یک ماه بنده رو هی حواله بهم دادن که اکو کانادا فقط ایمیل قبول میکنه و و س میگفت با اکو کانادا ارتباط الکترونیکی نداره !!!!!!(جل للخالق)و فقط میتونه کپی فیزیکی بفرسته خلاصه هی ایمن ایمیل بزن هی اون ایمیل بزن هی به خدمات پس از مشتریان این زنگ بزن هی با اون یکی اخر اون روی سگ ما را بالا اوردن در حدی که یک ایمیل بلند بالای حاوی شکایت به هر دو زدم تا ادم شدن
چه ربطی داشت ربط داره چون تا ژان درامد نداشته باشه من نمیتونم اماده بشم برای شغلی که واقعا لیاقتشو دارم و حالا هم ژان حساس شده !!!اخی !!! ظاهرن فقط پوست همایونی پوست کروکودیل است !!!!
بله خسته شدم از بارکش بودن از مسئولیت همه چیز داشتن از اینکه هی بگن وای خیلی ازت ممنونیم وای تو چقدر زن قوی هستی وای تو توانمندی نه اقا جون من نمیخوام مسئول همه چی باشم و قوی بودن انتخابم نیست واقعا میخوام یه مدت یکی حواسش بهم باشه واقعا میخوام درک بشم که اقا قرار نیست من همه مشکلات و مسائل این زندگی شخمی این دنیای شخمی رو حل کنم
هر وقتم میخوام با ژان صحبت کنم اونم خیلی جدی، اون فرار به جلو میکنه و ظاهرن عصبی میشه و .... بله
امروز روز عید شکر گزاری در کاناداست بوقلمون و کدو حلوایی میخورن و خانواده ها دور هم جمع میشن
خدایا جان شکرگزارم که خودم و خانواده ام و پدر و مادر و برادرم و خانوده برادرم سالمیم خدایا جانم هزار مرتبه شکرت
خدایا جانم هزاران بار شکر گزارم برای شغلم و اینور دنیا امدنم چرا که واقعا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد چجوری میتونستم اون محیط کاری سمی و مدیرکل های مریض روحی و روانی رو تحمل کنم
خدایا جانم شکر گزارم برای همه روزهای زندگیم چرا که منو رسوندن به اینجایی که الان هستم
خدایا جانم هزار هزار بار شکرگزارم که مامان پرنسس هستم ممنونم که منو لایق مادر بودن دونستی
خدایا جانم غر غر های دزیره رو جدی نگیر بیا بغلم کن چون خسته ام و نیاز به ناز و بوس و لوس دارم که ظاهرن فقط از خودت بر میاد و لاغیر
خدایا جانم ماچم به لپت
پ. ن. خورشت کدو حلوایی در حال قل و قل روی اجاق هست و این وسط یک سرمای شدید هم خوردیم