خو جذبه ما چیزی نیست که بشود کتمانش کرد ! در دوره کاراموزی عملیمان مدیر مجموعه هم جذبه ای نظیر جذبه همایونی داشت و لذا ما برای اولین بار متوجه میزان جذبه امان و دلیل حساب بردن و جمع و جور کردن برخی از همکاران خانم و تقریبا تمامی همکاران اقا رادر مواجه با خودمان درک کردیم !
اول بگم فیش تشویقی فقط همان یکبار بود
دوم مجبور شدیم از جذبه امان در نشاندن سرجای خود و تعیین حدود و مرزبندی با همکاران مستقیم بخش خودمان استفاده کنیم یک همکار داریم یک خانم جوان با بک- اپ عراقی که در ترکیه بدنیاامده و اینجا بزرگ شده و خلاصه خیلی خودش را کانادایی میداند که البته هست ولی نه انقدر که هی مارا تصحیح کند یکی دوبار زیر سیبیلی رد کردیم یکی دوبار هم ان همکار دیگر هندیمان را چوب کردیم و برسر ایشان فرود اوردیم اما انگار متوجه نشد لذا از جذبه همایونی استفاده کردیم و خیلی رک و مستقیم به ایشان گفتیم بار دیگری که هوس کردی مارا تصحیح کنی بهتره یادت باشه مااینجا سوپروایزر داریم که من اول با او هماهنگ میکنم و یک چیز دیگه من در کشور خودم 20 سال سابقه مدیریت دارم و متخصص این رشته هم هستم و این گزارش ها برایم اب خوردن و شبیه مشق بچه های تازه فارغ التحصیل است همین هایی که تو مینویسی و هزار جایش مشکل تحلیلی داره و نمونه های مشکل را هم براش گفتم !!!!متحیر و با دهان باز نگاهم کرد گفت منظور بدی نداشتم فقط نظرم رو گفتم گفتم جدا؟ اها اونوقت من نظرت رو پرسیده بودم ؟....یا پرسیدی من اصلا به نظر تو اهمیت میدم یا احتیاج دارم؟ دهانش این مرتبه باز تر موند ادامه دادم شاید من مثل تو روان و سلیس انگلیسی صحبت نکنم ولی از تو هم بیشتر میفهمم و هم تجربه ام بیشتره وهم تحصیلاتم پس لطفا تا وقتی ازت نپرسیدم به قول اینجاییها دماغت رو تو هر کاری فرو نکن (ترجمه لغت به لغت اصطلاح فضولی نکن!!)وی رفت و در افق محو شدو تا اخر روز به افق خیره شده بود !!!!!
اینا رو گفتم که بگم فکر نکنین خیلی هم اوضاع گل و بلبل هست رفقا
اما جشن هالووین هم برگزار شد و پرنسس بهانتخاب خودش یک اسکلتون شده بود !!!لباسش را ماه قبل خریده بودیم و ایشان هم که حتما باید گریم مخصوص داشته باشتن و گریمور مخصوصشان هم همین همایونی هنرمند است که از هر انگشتش یک هنر میبارد (ایکونن همایونی متواضع و فروتن !!) خلاصه گریمش کردیم و از نتیجه خیلی راضی بود و به رسم اینجاییها رفتیم قاشق زنی و با کوله باری از شکلات و کندی و چیپس و تنقلات و خوشمزجات برگشتیم .
حالا پرنسس هر ازگاهی مارا تهدید میکند مامانی لطفا به تنقلات ما ناخنک نزنی ها !!!!
بلاچه میداند کیت کت و اسمارتیز هایی که دشت کرده در معرض خطر قرار دارد لذا هر روز سرشماری میکند و بیلان را نگه میدارد یادمان باشد اورا مسئول خزانه همایونی کنیم وقتی به سن قانونی رسید البته (ما با کار کودکان مخالفیم همچین همایونی انسان دوست و فهمیده ای داشتید ایا میدانستید ؟ پس شکرگزار باشید !!!!)
ماچ همایونی به لپ تک تکتان
اهای ی ی ی ی ی ما میدونیم تو سگ جونی حروممممممممممممممزاده !!
سلام به همه عزیزان و دوستان
خوبین ؟خوشین؟
من خوبم خسته ام از کار روزانه و زندگی میگذره کما فی سابق روز خوب و روز بدو خلاصه زندگی معمولی
هوا خیل ی خوبه نه سرد و نه گرم از اون پاییزهای مثل شمال ایران رنگارنگ و بارونی خلاصه هوای دونفره بد جور اصن یه وضی
میتونم ساعت ها در بالکن همایونی بشینم و به جنگل کنارخونه خیره بشم و دریاچه رو ببینم با درختهای زرد و قرمز و نارنجی واقعا فوقالعاده است پاییز تورنتو خیلی خیلی زیباست
کار کما فی سابق تا بحال در زندگیمان کار تمام وقت با حقوق مکفی نداشتیم و این اولین تجربه کار تمام وقت با حقوق مکفی بود( مکفی یعنی درامد دلاری و مخارج دلاری نه درامد ریالی رو به نزول و مخارج دلاری رو به صعود)
در واقع اولین فیش حقوقی مارا سورپرایز کرد چون با حساب کتابمان جور در نمیامد
همینطور شگفت زده بودیم که سوپروایزرمان گفت ما میبینیم که تو چقدر با کیفیت کار میکنی چقدر دقیق و دلسوزانه ما واقعا قدردان این سختکوش بودنت هستیم !!!!
خوب نزدیک 20 سال در ان دارلحکومه کوفتی کار کردیم با شدت سختکوش ، دقیق، مدیر در همه سطوح البته غیر از مدیر کل بودن و هیچوقت هیچ مدیرکلی یا مدیر ارشدی اینطوری از ما قدردانی نکرده بود همیشه هر کاری میکردیم وظیفه امون بود نتیجه همه سختکوشی ها ان شد که با من کردن ، که مسلمان نشنود کافر نبیند، ناشی از حسادت های مدیران و همکاران و دوستان در همه سطوح!!! چشم تنگی بدجنسی و عقده ای بودن دیگه نگم براتون نگم
همین باعث شد بفهمم فرق یک زندگی معمولی در یک کشور معمولی که ادم ها تا جایی که بشه بی عقده بار میان با اون چیزی که تجربه میکنیم در میهن عزیز چیه
فرق یک جایی که ازادی و کرامت انسانی رو برات معنی میکنه نه در شعار و حرف بلکه در عمل در قانون در برابری برای همه چه شهروندشون باشی چه نباشی
راستش الان میفهمم چه کار بزرگی کردم برای پرنسس اورین به خودم ،خودم جانم
خوشحالیم ؟ بله
به خودمان افتخار میکنیم ؟ بله بسیار
خسته ایم ؟بله بسیار ولی این قدردانی تا حدودی خستگیمان را معنا دار کرد و از سختکوش بودمان برای اولین بار در عمرمان لذت بردیم چون در میهن عزیز احساس خوبی نداشتیم در واقع احساس حماقت میکردیم چرا که دوغ و دوشاب توفیری نداشت همانطور که مستحضرید البته
و برای همه هم امیدوارم اگر دوست دارین تجربه اش کنین جسارتشو هم داشته باشین و کائنات هم باهاتون همراهی کنه
ماچ به لپتون
اولین فیلمی که از او یادم هست فیلم" برو بیکر" هست ساخته 1980و مثل خیلی های دیگه کراش منهم بود البته قبل از پائولو مالدینی و و ریکی مارتین و البته در نهایت براد پیت!!!!!
او برایم همیشه نماد ان چیزی بود که جذابیت مردانه هالیوودی می نامند البته قبل از براد پیت!!ولی خوب میدانید وقتی دختربچه ای بیش نیستین اولین کراش هالیوودیتان جایگاه خیلی خاصی در قلبتان و در سلیقه سینماییتان خواهد داشت لذا وقتی خبر درگذشت همچین اسطوره ای را میشنوید طبیعی است یک روز سرشار از سردرگمی داشته باشید مملو از فراموشی و مملو از .... بگذریم
بارها گفتم که برای زندگی پر برکت بعضی افراد باید جشن گرفت او نیز همین بود بسیار زندگی کرد در قالب افراد مختلف و بازیگر ها شاید اصلا عاشق همینن زندگی در قالب افراد مختلف تجربه زندگی های مختلف
به هرحال خوبی بازیگری این است که بازیگرها در واقع هیچ وقت نمیمیرند و همیشه در قاب فیلم هایشان جاودانه میمانند این یک کلیشه نیست و یک واقعیت است
لذا سفر به ناشناخته به سلامت عایجناب رابرت ردفورد :( :) . این معنی همان صورتک تئاتر است عجب!
پ.ن .روزمرگی میگذرد خیلی خسته ام هم ذهنی و هم بدنی و هم همه جوره الان بیشتر از همیشه نیاز به دنیای بازیگری خیالبافی و فرار به غارتنهایی و امن خودم دارم
نیاز به یک اسایش یک کتاب خوب یک قهوه و ان پنجره اپارتمان پاریسییم دارم
فرار کنم برم لبه پنجره بشینم به غروب افتاب و منظره ایفل نگاه کنم ارام سیگار بکشم چراغ مطالعه پایه دارم رو خم کنم روی کتابم و بخونم و بخونم و در دنیای تصوراتم گم بشم
لپتاب مبارک خراب است و بازی دراورده و هر روز یک ارور جدید میدهد و زان از صبح تا شب بااین کامپیوتر زبان نفهم و وقت نشناس درگیر است در واقع روزانه ویندوز میریزد و وقتی خاموش و روشن میکنیم از، از سر همان اش و همان کاسه خلاصه فرصتی برای نوشتن نبود
کارمان تمام وقت شد لذا هم خوشحالیم و هم ممنون دار انرژی های مثبتتان هستیم و نیازمند ادامه این انرژی با صفا
تولد پرنسس برگزار شد در منزل خودمان در همین بارگاه درویشی مینیمالمان سعی کردیم از ترند روز هم جا نمانیم و لذا دکورش خیلی هم زیبا شد و طبق معمول حاصل دسترنج و زحمت خود خودمان
دیگه چی ؟
سلامتی شما و زندگی در جریان و ما شناور در امواج روزمرگی
دعایمان کنید که زودتر یک اتولی ابتیاع کنیم و کلا از خواهر همسر اعلام استقلال کنیم بعضی از رفتارهایشان جدیدا ابهام برانگیز و بعضا نارحت کننده است و این فقط ما نیستیم که حساس شده باشیم ژان هم در این زمینه مشخصا کلافه هست و امیدواریم خدایا جانمان یک فکری به حال اتول همایونی بکند و خودش بادصبا را برای جابجایی و ترانسفر همایونی بفرستد قالیچه سلیمان را هم میپذیریم حالا اگر تسلا بود چه بهتر (ایکون همایونی شکرگزارو کم توقع ! )
داستانهایمان از محل کار بسیار است حیف که فرصت نوشتن نیست وقتی برمیگردیم انقدر خسته ایم که نهایتا به صرف شام و بلافاصله خواب برسیم و خلاصه که هم اکنون منتظر انرژی های مثبت و یاری سبزتان هستیم دوستان جان ماچ همایونی به لپ تک تکتان!