اهای ی ی ی ی ی ما میدونیم تو سگ جونی حروممممممممممممممزاده !!
سلام به همه عزیزان و دوستان
خوبین ؟خوشین؟
من خوبم خسته ام از کار روزانه و زندگی میگذره کما فی سابق روز خوب و روز بدو خلاصه زندگی معمولی
هوا خیل ی خوبه نه سرد و نه گرم از اون پاییزهای مثل شمال ایران رنگارنگ و بارونی خلاصه هوای دونفره بد جور اصن یه وضی
میتونم ساعت ها در بالکن همایونی بشینم و به جنگل کنارخونه خیره بشم و دریاچه رو ببینم با درختهای زرد و قرمز و نارنجی واقعا فوقالعاده است پاییز تورنتو خیلی خیلی زیباست
کار کما فی سابق تا بحال در زندگیمان کار تمام وقت با حقوق مکفی نداشتیم و این اولین تجربه کار تمام وقت با حقوق مکفی بود( مکفی یعنی درامد دلاری و مخارج دلاری نه درامد ریالی رو به نزول و مخارج دلاری رو به صعود)
در واقع اولین فیش حقوقی مارا سورپرایز کرد چون با حساب کتابمان جور در نمیامد
همینطور شگفت زده بودیم که سوپروایزرمان گفت ما میبینیم که تو چقدر با کیفیت کار میکنی چقدر دقیق و دلسوزانه ما واقعا قدردان این سختکوش بودنت هستیم !!!!
خوب نزدیک 20 سال در ان دارلحکومه کوفتی کار کردیم با شدت سختکوش ، دقیق، مدیر در همه سطوح البته غیر از مدیر کل بودن و هیچوقت هیچ مدیرکلی یا مدیر ارشدی اینطوری از ما قدردانی نکرده بود همیشه هر کاری میکردیم وظیفه امون بود نتیجه همه سختکوشی ها ان شد که با من کردن ، که مسلمان نشنود کافر نبیند، ناشی از حسادت های مدیران و همکاران و دوستان در همه سطوح!!! چشم تنگی بدجنسی و عقده ای بودن دیگه نگم براتون نگم
همین باعث شد بفهمم فرق یک زندگی معمولی در یک کشور معمولی که ادم ها تا جایی که بشه بی عقده بار میان با اون چیزی که تجربه میکنیم در میهن عزیز چیه
فرق یک جایی که ازادی و کرامت انسانی رو برات معنی میکنه نه در شعار و حرف بلکه در عمل در قانون در برابری برای همه چه شهروندشون باشی چه نباشی
راستش الان میفهمم چه کار بزرگی کردم برای پرنسس اورین به خودم ،خودم جانم
خوشحالیم ؟ بله
به خودمان افتخار میکنیم ؟ بله بسیار
خسته ایم ؟بله بسیار ولی این قدردانی تا حدودی خستگیمان را معنا دار کرد و از سختکوش بودمان برای اولین بار در عمرمان لذت بردیم چون در میهن عزیز احساس خوبی نداشتیم در واقع احساس حماقت میکردیم چرا که دوغ و دوشاب توفیری نداشت همانطور که مستحضرید البته
و برای همه هم امیدوارم اگر دوست دارین تجربه اش کنین جسارتشو هم داشته باشین و کائنات هم باهاتون همراهی کنه
ماچ به لپتون
اولین فیلمی که از او یادم هست فیلم" برو بیکر" هست ساخته 1980و مثل خیلی های دیگه کراش منهم بود البته قبل از پائولو مالدینی و و ریکی مارتین و البته در نهایت براد پیت!!!!!
او برایم همیشه نماد ان چیزی بود که جذابیت مردانه هالیوودی می نامند البته قبل از براد پیت!!ولی خوب میدانید وقتی دختربچه ای بیش نیستین اولین کراش هالیوودیتان جایگاه خیلی خاصی در قلبتان و در سلیقه سینماییتان خواهد داشت لذا وقتی خبر درگذشت همچین اسطوره ای را میشنوید طبیعی است یک روز سرشار از سردرگمی داشته باشید مملو از فراموشی و مملو از .... بگذریم
بارها گفتم که برای زندگی پر برکت بعضی افراد باید جشن گرفت او نیز همین بود بسیار زندگی کرد در قالب افراد مختلف و بازیگر ها شاید اصلا عاشق همینن زندگی در قالب افراد مختلف تجربه زندگی های مختلف
به هرحال خوبی بازیگری این است که بازیگرها در واقع هیچ وقت نمیمیرند و همیشه در قاب فیلم هایشان جاودانه میمانند این یک کلیشه نیست و یک واقعیت است
لذا سفر به ناشناخته به سلامت عایجناب رابرت ردفورد :( :) . این معنی همان صورتک تئاتر است عجب!
پ.ن .روزمرگی میگذرد خیلی خسته ام هم ذهنی و هم بدنی و هم همه جوره الان بیشتر از همیشه نیاز به دنیای بازیگری خیالبافی و فرار به غارتنهایی و امن خودم دارم
نیاز به یک اسایش یک کتاب خوب یک قهوه و ان پنجره اپارتمان پاریسییم دارم
فرار کنم برم لبه پنجره بشینم به غروب افتاب و منظره ایفل نگاه کنم ارام سیگار بکشم چراغ مطالعه پایه دارم رو خم کنم روی کتابم و بخونم و بخونم و در دنیای تصوراتم گم بشم
لپتاب مبارک خراب است و بازی دراورده و هر روز یک ارور جدید میدهد و زان از صبح تا شب بااین کامپیوتر زبان نفهم و وقت نشناس درگیر است در واقع روزانه ویندوز میریزد و وقتی خاموش و روشن میکنیم از، از سر همان اش و همان کاسه خلاصه فرصتی برای نوشتن نبود
کارمان تمام وقت شد لذا هم خوشحالیم و هم ممنون دار انرژی های مثبتتان هستیم و نیازمند ادامه این انرژی با صفا
تولد پرنسس برگزار شد در منزل خودمان در همین بارگاه درویشی مینیمالمان سعی کردیم از ترند روز هم جا نمانیم و لذا دکورش خیلی هم زیبا شد و طبق معمول حاصل دسترنج و زحمت خود خودمان
دیگه چی ؟
سلامتی شما و زندگی در جریان و ما شناور در امواج روزمرگی
دعایمان کنید که زودتر یک اتولی ابتیاع کنیم و کلا از خواهر همسر اعلام استقلال کنیم بعضی از رفتارهایشان جدیدا ابهام برانگیز و بعضا نارحت کننده است و این فقط ما نیستیم که حساس شده باشیم ژان هم در این زمینه مشخصا کلافه هست و امیدواریم خدایا جانمان یک فکری به حال اتول همایونی بکند و خودش بادصبا را برای جابجایی و ترانسفر همایونی بفرستد قالیچه سلیمان را هم میپذیریم حالا اگر تسلا بود چه بهتر (ایکون همایونی شکرگزارو کم توقع ! )
داستانهایمان از محل کار بسیار است حیف که فرصت نوشتن نیست وقتی برمیگردیم انقدر خسته ایم که نهایتا به صرف شام و بلافاصله خواب برسیم و خلاصه که هم اکنون منتظر انرژی های مثبت و یاری سبزتان هستیم دوستان جان ماچ همایونی به لپ تک تکتان!
ضمن تشکر از انرژی ها ی مثبتتان مصاحبه ما عالی پیش رفت خیلی فرا تر از انتظارمان ظاهر شدیم و یک هفته خوشحال بودیم تا ایمیلی دریافت کردیم مبنی بر متاسفانه انتخاب نشدن!!! لذا کاممان یک روزی تلخ بود تا خودمان را جمع و جور کردیم و به خودمان بابت مصاحبه عالی افرین گفتیم راستش با دوست هوشمندمان همان چت جی پی تی کلی مصاحبه و سوالهای مربوطه را شبیه سازی کرده بودیم و همه سوالات پرسشگر در ان مصاحبه های تمرینی بود و برای همه پاسخ اماده داشتیم و تقریبا تپوقی در کار نبود لذا واقعا نمیدانیم چرا انتخاب نشدیم مگر اینکه مصاحبه سرکاری بوده باشد چون رزومه ما از طریق اژانس کاریابی ارسال شده بود و کمی تا قسمتی فکر میکنیم برای دلخوش کردن مشاوران این اژانس و دادن این پیام که ببینین از رزومه های ارسالی شما مصاحبه گرفتیم بود و این فقط فکر ما نیست ژان هم دقیقا همان بلافاصله بعد از مصاحبه همینو گفت !
هوا هم دو هفته است خنک شده و یکهو از دمای 35 درجه و احساس 43 درجه افتاد به دمای 18الی 20 درجه یکی دو روز هم بارانی بود البته
یکی دو تا ایمیل دیگه مبنی بر انتخاب نشدن دریافت کردیم خدایا جانم شکر و ادامه میدهیم باز هم خدایا جانم ممنون بابت همه چی
تعطیلات تابستانی طی این هفته تمام شده و مدارس از 2 سپتامبر اغاز میشود تولد پرنسس 6 سپتامبر است که جز تم و لباسش کار دیگه ای نکردیم و در واقع اصلا نمیدانیم چه کنیم اینجا مرسوم نیست تولد در خانه بگیری یعنی به خانه دعوت کنی و اجازه کیک بردن به مدرسه هم نداریم
پرنسس هیجان زده هست و ما دچار گه گیجه که چه کنیم