خاطرات دزیره

روزهای رنگی رنگی دزیره و ژان

خاطرات دزیره

روزهای رنگی رنگی دزیره و ژان

هذیان وار

گردنم  گرفته و درد امانم را بریده دیشب تا صبح طاقباز خوابیدم و فقط سقف را نگاه کردم 

دیروز باماه مان تصویری صحبت میکردیم که اشکش جاری شد دلتنگ است دلتنگ پرنسس بخصوص،  سعی کردم قوی بنظر برسم و جلوی اشکم را بگیرم موفق بودم  پرنسس کوچکم با همه کوچگی سعی کرد برای ماه مان خانم جوک بگه  دیدن تلاش او برای اینکه ماه مان حالش بهتر بشود قلبم را اتش زده

  اخ که گردنم درد میکند تیر میکشد 

اما من در حفظ ظاهر عالیم ماسک دزیره قوی را به صورتم میزنم اما دزیره کوچک درونم اشک میریزد 

دلم برای قبله عالم ماه مان برادرم دوتا وروجک هایش ملیجکم و عروسک خوردنی قلنبه اش تنگ است

 قهوه صبحم را اماده میکنم 

از پنجره های قدی به جنگل روبرو خیره میشوم هوا روشن شده به زودی خورشید طلوع میکند 

به انتظار طلوع میشینم 

طلوع خورشید زیباست  


نظرات 6 + ارسال نظر
یه خانم چهارشنبه 7 آذر 1403 ساعت 17:30

یادم رفت بگم نمک باید نمک دریا نه نمک ید دار که درد رو بخودش بگیره .این یه د رمان قدیمیه که برای دیسک کمر هم بکار میره .
راستی اگه کمی سیاه دانه رو بکوبی و همون لحظه بهش عسل اضافه کنی.و روزی یه قاشق چایخوری بخوری خوبه .سیاه دانه با عسل غضروف سازه و همچنین یه انتی بیو تیک طبیعی. ببخش کامنت طولانی شد .

چشم حتما عزیزم ممنون

یک خانم شنبه 3 آذر 1403 ساعت 20:36

سلام
امیدوارم تا حالا گردن درد رفع شده باشه .
در این جور مواقع برا دردهای مفصلی یهویی:)کمی نمک رو گرم کن تو پارچه بریز بعد بزار رو گردن بعد که گرم شد اگه روغن سیاه دونه داشتی همون موقع با روغن سیاه دونه مالش بده درد دش خوب میشه ان شالله.توی یه وبلاگی هم نوشته بود برا گردن درد چند شب چند کتاب به اندازه ده بیست سانت قطرش باشه بزاریم زیر سرمون خوب میشه.

عزیزم مممنونم درد من مقاومه متاسفانه

زری.. سه‌شنبه 29 آبان 1403 ساعت 16:43 http://maneveshteh.blog.ir

امیدوارم زودتر با آمدن عزیزانت آنجا دیدارها تازه شود و دلتنگی هم برطرف شود.

ممنوم زری جون مهربونم

لیمو دوشنبه 28 آبان 1403 ساعت 12:34 https://lemonn.blogsky.com

دل تنگیت کم باشه دزیره جون

ممنونم لیموجونی

ربولی حسن کور یکشنبه 27 آبان 1403 ساعت 17:12 http://Rezasr2.blogsky.com

سلام
منظورتون از جنگل روبرو همون درختهای برافراشته تا طبقه هفتم و هشتمند؟

سلام دکتر جان
بله همان جنگل با درختهای سرو و سرو نقره ای وکاج و صنوبر و افرا و برافراشته تا طبفه هفتم و هشتم هر وقت طوفان میشه انچنان در باد میرقصند که هران میگم الان میفتن اما بازم برافراشته هستن خیلیم شبیه جنگل کنار هاگوارتز به لحاظ انبوهی درختان

اتشی برنگ‌اسمان یکشنبه 27 آبان 1403 ساعت 16:48

صبح میشه این شب…

داره هی شب تر میشه سیاه و سیاه و سیاهتر ما که بیرونیم این سیاهی رو بیشتر میبینیم انگار

امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.